تبليغاتX
معرفي؛ تحليل و بررسي فيلم هاي جديد جهان
لذت درک تماشای فیلم در www.dezfilm.blogfa.com

The Eye

مشخصات :

نام : The Eye (چشم)

دسته : ترسناك

محصول : آمريكا

زمان توليد : February 1st, 2008

كمپاني : Paramount Pictures

مدت : hr 1 , min 37

فروش تا كنون : 31,397,498$

امتياز : رده ي  -C

سايت اختصاصي فيلم : www.theeyethefilm.com

 

عوامل :

بازيگران :

 Jessica Alba, Alessandro Nivola, Parker Posey, Chloe Grace Moretz, Tamlyn Tomita

كارگردان : David Moreau, Xavier Palud

نويسنده : Sebastian Gutierrez, Jojo Yuet-Chun Hui, Oxide Pang, Danny Pang

تهيه كننده : Peter Chan, Roy Lee, Doug Davison

 

توضيح :

خب صبر كنيد؛ نترسيد؛ به دسته ي ترسناك فيلم توجه نكنيد چون بيش از ترسناك بودن اين جزابييت موضوع زيباي فيلمه كه روي بيننده اثر ميزاره و اگه تا حالا فيلم به اسم ترسناك نديدين سعي كنيد حتما" فيلم زيباي The Eye رو ببينيد تا اثرش مدتها تو ذهن شما چرخ بزنه. خب تصميم ندارم راجع به زيبايي اين فيلم توضيح بدم چون نميتونم احساسي رو كه بعد از ديدن اين فيلم به بيننده دست ميده رو توصيف كنم. شايد اين فيلم از چند جهت مختلف استثنايي باشه و يكيش هم دو كارگردان بودن اين فيلمه كه شايد كمتر جايي شنيده باشين ولي اينبار تماشاي خلق اثر زيباي The Eye به دست دو كارگردان Xavier Palud و David Moreau به كمك دستان قلم زن برادران Pang و رسيدن به تجربه اي جديد رو از دست ندين. و شايد يه مورد ديگه از فيلم موضوعش باشه كه كاملا" متفاوت با ديگر فيلماست كه براي درك اون نياز به داشتن داشتن اعتقاداتي است كه از كشور سازنده ي فيلم بعيده؛ اعتقاداتي قلبي بر مبناي بقاي انسان بعد از مرگ و همسان كردن خوبي و بدي اون با توجه به اعمال و رفتارش؛ در حالي كه در كنار اين مطلب نجات عده اي انسان از حادثه ي مرگبار كه در انتظار اونهاست هدف نهايي اين فيلم به حساب مياد. و سومين مورد هم نمايش استثناي و بي مانند Jessica Alba در نقش سيدني مهري است ارزشمند بر اثر به ياد ماندني The Eye؛ پس لذت تماشاي فيلم رو از دست نديد.

 

خلاصه ي فيلم :

سيدني ولز زن نابينايي است كه بر اثر وقوع حادثه اي در كودكي چشمهاي خودش رو از دست داده و محو در دنياي تاريك خودش مشغول پرداختن به زندگي اي ساده و توآم با صداي دلنشين موسيقي در كلاس موسيقي روز ها و شب ها رو در Albuquerque آمريكا سپري ميكنه. پس از مدتها قرار داشتن سيدني در ليست نابينايان بيمارستان جهت پيوند چشم هاي اهدايي و رفت و آمد هلن خواهر سيدني بالاخره موفق ميشن تا چشم هاي اهدايي رو براي سيدني پيدا كنن تا طي چند روز زير نظر دكتر پاول فالنر به چشم هاي سيدني پيوند داده بشن. خب سيدني عمل ميشه و بعد از يكي دو هفته پانسمان رو از چشم هاش جدا ميكنن تا از ابن به بعد نظاره گر دنيايي زيبا باشه. بعد از گذر چند روز براي عادت كردن و گشايش چشم هاي سيدني اتفاقي عجيب باعث شروع شدن كابوس بزرگ سيدني ميشه؛ از اين رو كه يك شب در بيمارستان موجودي غبار آلود رو ميبينه كه پيرزن بيمار هم اتاقي سيدني رو از روي تختش بلند ميكنه و ميخواد كه با خودش ببره؛ سيدني هم كه در گير و دار ديدن و نديدن حوب متوجه نميشه ميره تا پيرزن رو دنبال كنه ولي چيزي جز كارهايي عجيب و نامفهوم نميبينه. اين كابوس همواره سيدني رو دنبال ميكنه و حتي بعد از مرخص شدن؛ توي خيابون؛ توي خونه و در خواب هم چيزهاي ترسناك و نامفهوم رو مشاهده ميكنه و اصلا" نميدونه كه درباره ي چي هستن و چي ميخوان بگن و چرا براش پيش ميان و فقط حدس ميزنه كه ميخوان يه تصوير يا اتفاق يا ماجرايي رو بهش نشون بدن. سيدني با مقايسه ي خودش و اتفاتي كه داره ميفته و در اون موقع كه نابينا بود از اونها خبري نبود به اين نتيجه ميرسه كه حتما" اين اتفاقات به چشمهاش كه تازه پيوند داده برميگرده و اولين هدفش اينه بوسيله ي دكتر فالنر از شخص اهدا كننده مطلع بشه تا بفهمه جريان از چه قراره؛ ولي مشكل اينجاست كه سازمان به دكترهاي مربوطه اجازه ي افشاي هيچ گونه اطلاعاتي رو از اشخاص اهدا كننده نميده. بالاخره بعد از گير و دارهاي بين سيدني و دكتر فالنر؛ فالنر دزدكي و دست و پا شكسته اسم و آدرس دختري به نام تگان موس رو به دست مياره كه مدتي پيش فوت كرده و چشمهاش به سيدني اهدا شده و سيدني سريعا" حدس ميزنه كه احتمالا" اين همون دختري باشه كه به جاي تصوير خودش تو آيينه هميشه اون رو ميديد. به اين صورت سيدني و دكتر فالنر آماده ي سفري ميشن كه اين آدرس رو در دور دستهاي New Mexico آمريكا دنبال كنن و از چين و چون ماجرا با خبر بشن. ولي آيا موفق ميشن اطلاعاتي بدست بيارن؟ اگر هم پيداش كنن اصلا" چطور متوجه بشن كه اين اتفاقات چه ربطي به تگان داره چون حالا كه ديگه تگان مرده؟ و از راز و هدف اين اتفاقات مطلع بشن؟          اين ديگه سوالاتي است كه اشتهاي تماشاي فيلم رو بيشتر ميكنه؛ پس وقت رو تلف نكنيد از سرانجام ماجرا با تماشاي فيلم زيباي The Eye با خبر بشيد.

 

معرفي شخصيت هاي اصلي فيلم :

Jessica Alba

بهانه ي اصلي بقاي افتخار آميز The Eye؛ نمايش تحسين برانگيز Jessica Alba در نقش سيدني ولز. شايد هركي جاي سيدني بود از ديدن اين تصاوير و اتفاقات وحشتناك و جون فرسا طاقت نميوور و يه كاري دست خودش ميداد چون هرچي هم ميخواست به هلن و دكتر فالنر اتفاقات رو توضيح بده اونها باور نميكردن و به بهانه ي طبيعي بودن تحريكات روحي بعد از عمل ميخواستن به سيدني آرامش بدن ولي غافل از اينكه هرشب چه كابوسي در انتظار سيدني خواهد بود. تا جايي كه با اعتماد به نفس و كنترل اعصاب خودش تلاش ميكنه تا لااقل بتونه هدف اين اتفاقات رو متوجه بشه.

Jessica Alba

سيدني خيلي هم به موسيقي علاقه داره و با شركت مداوم در كلاس موسيقي يكي از بهترين ويالون زنهاي نابينا بود.

Alessandro Nivola

و اين هم دكتر پاول فالنر؛ پزشكي كه عمل پيوند چشم سيدني رو زير نظر داشت. پاول اولاش سعي داشت كه سيدني رو متقاعد كنه كه اين اتفاقات طبيعيه چون سالهاست كه سيدني نابينا بوده و تازه بيناييش رو بدست اوورده؛ ولي با مراجعه ي مداوم سيدني و ديدن كارهاي عجيب و غير منتظره از سيدني به نظرش ميرسه كه قضيه يه كم جديه و عليرغم ممنوع بودن افشاي اطلاعات اهدا كننده فكر ميكنه كه اين قضيه استثناست و به مسئوليت خودش شخص مورد نظر رو پيدا ميكنه و در اين راه كمك زيادي به سيدني ميكنه.

Tegan Moss

اين هم تگان موس همون دختريه كه فوت كرده و سيدني همش تصويرش رو به جاي خودش تو آيينه ميبينه. بعد از چند بار سيدني سعي ميكنه تا با تصوير اين دختر حرف بزنه تا بتونه يه چيزايي بفهمه. از صورت تگان و اتفاقاتي كه در افكار سيدني ميگزره به نظر ميرسه سيدني دختري رنج كشيه و مظلومه و شايد مرگ اون هم در ارتباط با چشمهاش بوده.

David Moreau, Xavier Palud

و بالاخره اين هم تصويري از دو كارگردان اين فيلم Xavier Palud و David Moreau در كنار Jessica Alba. يكي از همون عجايب The Eye؛ دو كارگردانه بودن اين فيلم؛ واقعا" چقدر هم شبيه هم هستن. در هر حال اميدواريم باز هم فيلم هاي با همكاري اين دو كارگردان رو ببينيم.

Jessica Alba

اين هم تصويري از بلاهايي كه سر سيدني بيچاره مياد. فكر ميكنيد تو فرگاز چي باشه؟!...

 

حرف آخر :

اميدوارم سعي كنيد كه حتما" اين فيلم بسيار زيبا؛ هيجان انگيز و متفاوت رو تماشا كنيد و از تماشاي اون لذت ببرين؛ همچنين اميدوارم توضيحات اين فيلم هم براتون مفيد بوده باشه. منتظر نظر شما در مورد اين فيلم بعد از تماشاي اون هستم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 8:57 قبل از ظهر  توسط امين  | 

One Missed Call
 
مشخصات :

نام : One Missed Call (يك تك زنگ)

دسته : ترسناك

محصول : آمريكا

زمان توليد : January 4th, 2008

كمپاني : Warner Bros, Pictures Distribution

مدت : hr 1 , min 26
 
فروش كلي : 26,876,529$
 
امتياز : رده ي  +C
 
سايت اختصاصي فيلم : www.onemissedcallmovie.warnerbros.com
 
 
 
 
عوامل :
 
بازيگران :
 
Edward Burns, Shannyn Sossamon, Ana Claudia Talancon, Ray Wise, Azura Skye
 
كارگردان :  Eric Valette
 
نويسنده : Andrew Klavan, Yasushi Akimoto, Miwako Daira II
 
تهيه كننده :  Shinya Egawa, Timothy M. Bourne, Josef Lautenschlager
 
 
 
 
توضيح :
 
شايد بشه اين فيلم رو به عنوان يه فيلم صرفا" ترسناك معرفي كرد؛ چون مثل همنوعان خودش بيش از اينكه دنبال ماجرا و يا موضوع خاصي باشه مشتاقه تا موجبات وحشت بينندگان خودش رو بوجود بياره؛ حسي كه هيچ گاه تهيه كنندگان؛ كارگردانان؛ نويسندگان و حتي بيننده ها رو از ساختن و ديدن چنين فيلم هايي دلسرد نخواهد كرد. خب حالا ديگه بخش عظيمي از سينماي جهان رو دسته ي ترسناك فرا گرفته و در بين بيننده ها مشتري خاص و زياد خودش رو داره. One Missed Call تلاش كرده تا از دريچه اي نوين و متفاوت موجبات وحشت بينندگان رو فراهم كنه؛ دريچه اي از نوع جهان الكترونيك؛ اتصال؛ ارتباط و موبايل. بله موبايل؛ شايد در بين دسته هاي ترسناك فيلمي اين چنين رو تجربه نكرده باشيد؛ فيلمي كه بوسيله ي ساخته ي دست انسان خودش رو به دام ميندازه و از بين ميبره كه در اين ميان وسيله ي موبايل نقش تعيين كننده اي رو داره؛ بدين صورت كه قاتل اين فيلم كه هويتش براي بقيه نامعلومه چند روز قبل با يك تماس تلفني كوتاه و به عنواني يك تك زنگ به قرباني هاي خودش روز و زمان دقيق قتل اونها رو بهشون اطلاع ميده و جالب اينجاست كه با وجود آگاهي از زمان حادثه هيچ كس قادر به مقابله با اون نيست و جالب هم اينجاست كه شخص به خصوصي در قتل ها دست نداره و يه جورايي همه ي عوامل سرنوشت شوم مقتول رو رقم ميزنن. نمايش طرز قتل اين افراد و لحظات قبل از مرگ چيزيه كه قسمت عمده ي فيلم رو پوشش ميده و هنر ايجاد نهايت وحشت در اين لحظات يكي از مهمترين مزاياي اين فيلمه؛ صحنه هايي كه ترس و وحشتي رو در بيننده ايجاد ميكنه كه تا مدتي در فكرش رفت و آمد ميكنه. پس پيشنهاد ميكنم تجربه ي تماشاي فيلمي ترسناك و متفاوت رو با One Missed Call از دست نديد.
 
 
 
 
خلاصه ي فيلم :
 
در حالي كه دختر جواني به نام بت ريموند به همراه دوستانش به نام هاي تيلور و تد زندگي خوب و راحتي رو در Atlanta به همراه جشن هاي شبانه با ديگر دوستان سپري ميكنن ولي چند روزيه كه اتفاقاتي عجيب دوروبر اونها ذهنشون رو مشغول كرده. به صورتي كه بعد از مرگ ناگهاني يكي از دوستانشون كه همگي اون رو يه اتفاق ميدونستن حالا كشته شدن يكي ديگر از دوستانشون اون ها رو نگران كرده كه شايد اين جريان به سمت اونها هم كشيده بشه. در حالي كه همگي دوستان و حتي پليس اين جريانات رو اتفاقي بيشتر نميبينن ولي بت قصد داره تا بررسي كنه و ببينه كه اين نفرات قبل از مرگشون كجا بودن و چه كار كردن. تا جايي كه در گير و دار اين بررسي ها تيلور دوست صميمي تد مسئله اي رو با بت در ميون ميزاره كه بت رو يه قدم در كشف علت جلو ميبره. تيلور يك تماس ناموفق بر روي موبايلش رو به بت نشون ميده كه زماني مشخص رو اعلام ميكنه و همچنين ميگه كه "قرباني قبلي هم به من اين مسئله و تك زنگ روي موبايلش رو نشونم داد ولي من توجهي نكردم تا جايي كه در همون روز اعلام تك زنگ كشته شد." بت همونطور كه تلاش ميكنه با رد اين تك زنگ ها به مضمون اصلي نزديك بشه از طرفي هم مدام قصد آروم كردن تيلور رو داره تا جايي كه پليس رو هم براي نجات جون تيلور در جريان ميزاره در حالي كه سرنوشت شوم تيلور رقم خورده و در همان زمان اعلام شده ي تك زنگ به صورتي وحشتناك كشته ميشه. بلافاصله بعد از اون هم كسي قادر به جلوگيري از اتفاقي نبود كه اينبار به تد وعده داده شده بود و در موعد مقرر تد هم به قتل رسيد. بت و جك آندروز مسئول پيگيري اين پرونده هيچ راه حلي براي اين مسئله پيدا نميكنن تا زماني كه يه تك زنگ رو روي موبايل بت مشاهده ميكنن كه زمان مشخص قتل بت رو اعلام ميكنه. حالا بايد ديد كه آيا اين اتفاق مثل بقيه براي بت هم رخ ميده؟ آيا جك آندروز در اين ماجرا ميتونه چيزي كشف كنه؟ آيا در اين مدت كوتاه بت ميتونه منشا" اين اتفاقات رو پيدا كنه؟          درنگ نكنيد و با تماشاي فيلم ترسناك و متفاوت One Missed Call فكر خودتون رو از جواب ابن سؤالات راحت كنيد.
 
 
 
 
معرفي شخصيت هاي اصلي فيلم :
 
Shannyn Sossamon
 
اين خانم جوان بت ريموند همون دختر سخت كوش و شجاعيه كه به هر نحو سعي ميكنه تا منشا" اين قتل ها رو كشف كنه. در حالي كه بعد از مرك هر مقتول همه در اظطراب قرار گرفتن در ليست سياه قاتل بودن ولي بت با خونسردي كامل سعي ميكرد كه با بررسي اين تك زنگ ها متوجه شخص تماس گيرنده بشه ولي اونجايي كه خودش و تيلور باطري و سيم كارتهاي موبايلهاشون رو از ترس تك زنگ در ميارن با شنيدن زنگ موبايل  ت يلور در اون وضع ميفهمه كه با شخصي طرف نيست.
 
Ana Claudia Talancon
 
اين هم همون تيلور بيچارست كه عليرغم تمام تلاشهايي كه براي جلوگيري از كشته شدنش انجام ميده ولي موفق به جلوگيري از اين اتفاق نميشه. جالبه بدونيد تيلور معشوق هميشگي تد بود و تد همه جا اين رو ثابت ميكرد؛ حتي تو جشن هاي شبانه هم به جاي اينكه چيزي بخوره و يه تكوني به بدن بده و اينها همش مينشست و به تيلور خيره ميشد.
 
Ana Claudia Talancon
 
تيلور حتي راضي ميشه كه به پيشنهاد مردي كه در جريان اين تك زنگ ها بود جواب مثبت بده مبني بر اينكه در اون زمان از تيلور فيلمبرداري بشه تا شايد سرنخي چيزي به دست بيارن. ولي بعد از اون اتفاق در فيلم ضبط شده چيزي به جز ميزي كه تيلور روش نشسته بود وجود نداره.
 
Edward Burns
 
و اين هم جك آندروز مسئول پيگيري اين پرونده ي قتل هاي زنجيره اي اداره ي پليس بود بعد از قتل تمام مضمون ها تنها تلاشش حفظ جون بت از اين اتفاق و پيدا كردن يه سرنخه كه بوسيله ي اون بتونه قاتل رو دستگير كنه اما همونطور كه گفتيم شخص به خصوصي به عنوان قاتل در اين ماجرا دست نداره.
 
Eric Valette
 
و بالاخره تصويري از Eric Valette كارگردان فيلم One Missed Call در كنار بت و جك آندروز...
 
 
 
 
حرف آخر :
 
اميدوارم كه موفق بشيد اين فيلم ترسناك و متفاوت رو تماشا كنيد از لذت تماشاي فيلمي ترسناك برخوردار بشيد و همچنين توضيحات اين فيلم هم براتون مفيد بوده باشه. منتظر نظر شما در مورد اين فيلم بعد از تماشاي اون هستم.
+ نوشته شده در  سه شنبه 25 تیر1387ساعت 6:42 قبل از ظهر  توسط امين  | 

 
: نام و نام خانواده
: آدرس
: كد 10 رقمي
: استان / شهر
: تلفن
: نشاني الكترونيك
: نام فيلم ها
: CD / DVD
: توضيحات